تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic پاییز ارغوانی

پاییز ارغوانی

شعر

 

تو    بهترين     بهونه

برای     دل   سپردن

تو       علتی     برای

خواهش زنده موندن

 

تو   مثل  آتيش  گل

تو قلب سرد جسمم

تو  نخ  می دی برای

پرواز  شور  و حسم

 

تو    معنی    دويدن

رو      تن     آرزويی

تجربه ی عشقی كه

بسته  به  تار  مويی

 

وقتی كه  با تو هستم

بی معنیِ      خستگی

از تو فقط يه خواهش

هميشه       پيوستگی

 

مهر

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 2:19  توسط م.هادی رنجبر (مهر)  | 

 

حاصل پیوند این تقویم هاست

جمعه ی امسال دارد پنج هشت

آن یکی از روز و ماه و سال هشت

وان یکی میلاد نور هشت گشت

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 14:58  توسط م.هادی رنجبر (مهر)  | 

 

گمانم باغبان غم پيشه كرده         علف در باغ شعرم  ريشه كرده

نهالِ      تازه پاي   شعرهايم          خیال بوسه اي  از  تيشه كرده!

 

۳۰/۷/۸۸

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 2:23  توسط م.هادی رنجبر (مهر)  | 

 

رود روح من خشك است

چشمه هاي شعر من خاموش

حسم از براي نشيدن

پنبه كرده است در گوش!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 2:24  توسط م.هادی رنجبر (مهر)  | 

 

در تنگناي زمان

چه آرام لطافت مرگ مي درخشد;

آن دست هاي سپيد چه مادرانه

كالبد خستگان را به آغوش مي كشد.

اي كاش فرشتگان

خطي از شميم بال هايشان سوي معبود مي كشيدند

تا چون گوشه ي چادر سپيد مادر

كودكانه مي گرفتيم و بي هراس از اين سراب تشنه

آسان مي گذشتيم.

آه، كه سنگيني اين واژگان نااميد

چه آسان نسيم اميد

از ديار اميدواران مي ربايد

و در كوير ديروز بي حضور فردا تنها مي نهد.

بگذار ارمغان بلبلان،

آن حرير بافته از اشك هاي سپيد،

كه در قلبشان نگيني است از جنس اميد را

عاشقانه بر تن كنيم،

شايد در لطافت جنسشان

آن لكه هاي سياه بر شيپور سفر دميدند.

بگذار فرياد از فردا برآريم

و اين بار نه با رنگ كه با عشق

خورشيد نقاشي هايمان را رنگ زنيم.

و پاسخ دهيم ،

چگونه كلاغ ها بي اجازه مي خوانند

كه بلبلان منتظر آرام خفته اند؟

 

 (خیلی وقت پیشا!)

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 2:15  توسط م.هادی رنجبر (مهر)  | 

 

آبي دريا تار مي شود

پيش از غروب

يا لجاجت يك تكه ابر،

وقتي زني به آب مي زند!

 

"آب تني" هم اينجا مردانست

وقتي چادرت قبل از تو خيس مي شود

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 1:55  توسط م.هادی رنجبر (مهر)  | 

 

در قمار

با خاکستریِ دیوار این اتاق‌

من از قاب های تکرار زده اش

آویزان ترم...

"من"

وسوسه ی کدام حقیقتِ زشت و زیبایم؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 2:28  توسط م.هادی رنجبر (مهر)  | 

 

بادبادکت را هوا کن...

کدام بالاتر می رود؟

توای که نخ از قرقره ها میدهی

یا منی که از نگاه؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 22:6  توسط م.هادی رنجبر (مهر)  | 

 

در ازدحام صندلی ها

به تنهایی مدادِ زیر پایت زل می زنم

که زیباترین پرتره جهان را خلق می کرد

یا عاشقانه ترین شعر بشر را...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 11:54  توسط م.هادی رنجبر (مهر)  | 

 

تو سیاهی نگامون

یا تو تقویم دلامون

بزاریم سفید بمونه

یه صفه واسه خدامون

 

اینقده غرق گناهیم

که تو رنگا ما سیاهیم

دل آسمون گرفته

واسه ما که بی پناهیم

 

واسه پرواز و پریدن

یا واسه ستاره چیدن

نباید پرنده بود که

میشه به خدا رسیدن

 

گل میمیره توی سرما

ماهی هم بدون دریا

بی خدا واسه همیشه

تنهاییم تنهای تنها

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 16:2  توسط م.هادی رنجبر (مهر)  |